cafee net ghoroob
پاتوق سوته دلان
خسته ام خسته ام از اين زنده بودن هاي بيهوده ديگر خنده معنايی ندارد ... فـقـط می خندی تا ديگران ، غم آشيانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد ! وقتی دلت خسته شــد ، دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی کنند ... فـقـط گريه می کنی چون به گريه کردن عادت کرده ای ! وقتی دلت خسته شــد ، دیگر هيچ چيز آرامت نمی کند به جز دل بریدن و رفتن ... خسته ام من! خسته از این زندگی! خسته از این روزهای پر ملال! بال می گیرد کلاغ روح من تا کنار دشت سبز بی ملال! عــــــــــــــــــــــــاشــــــــــــــــــــــــقـا تـــــــــــــــنها مـــیمـــونــن تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنـــــهائــــــــــــــی مـــــــرام عــشقـــه من كه كسي رو جز تو نديدم از او پرسیدم کیستی جواب داد غم هستم و آن لحظه فکر کردم که غم عروسکی است که من با آن سرگرم می شوم... وقتي ميشي نياز من اگه نباشي پيش من اشکاي چشمامو ببين که ميريزه به پاي تو بازم که بي قرارمو دلواپس نگاه تو تموم مستي مني بمون هميشه پيش من اگه شدم عاشق تو نذار که بي تاب بمونم لالايي شبام تويي نذار که بي خواب بمونم دارم برات شعر ميخونم شايد به يادم بموني فقط يه چيز ازت ميخوام هميشه عاشق بموني دوست دارم خيلي کمه ولي جز اين چيزي نبود واژه هارو ولش کنيم عشقمو از چشام بخون دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختر يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم. يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام،برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش! نمی دونم چرا آدما فکر میکنن ۲ بار عاشق میشن یا حداقل می تونن بشن عزیزان اینجوریه دنیا یه بار عاشق میشی می فهمی استباه کردی بقیشو دوست می داری تویه دوست داشتنت هیچ وقت نمی تونی عشقتو فراموش کنی هیچ وقتم اولین کسی که میبینی با هاش میگردی عشق نیست عشق اونیه که حتی اگه طرفت با کسه دیگه ای باشه تو خودت بسوزیو مانع زندگیش نشی اما مواظب بیخیال بازم بیخیال همیشه بیخیال پس به کیا گیر ندین چرا اینجوری مینویسه مدل نوشتنم این شده بریم سر اصل مطلب البته توهین به دوستان گلم نشه بهترین دوستانم دستهایم بهترین همراهم پاهایم عزیزترین گوشهایم و راستگوترین چشمانم زیباترین خودم و پاکترین دلم و دگر هیچ بسیار بزرگهای کوچک را عاجزانه طلبیده ام بسیار شیرین های تلخ را دوست داشته ام دگر نه هوس ان سرخ لب سیه چشم کمان ابرو در دلم نه هوای رفاقت با ان خوش مرا مبا غیرت مرد نما در سرم حال ای خدایم ای مهربان ترین ای عزیز که روحم تنم هدیه ی توست اگر بگویم هیچ نمی خواهم دروغ است که من حریصم و طمع کار اگر بگویم هیچ نمی دانم دروغ است که انچه باید بدانم به من اموخته ای کودکیم که می گریم و بهانه ام بهشت توست و حتی به جهنمت امید دارم فقط پیش تو آرومم
خسته از اغوش سرد
از بي وفايي
من از اين زندگي ها سخت بيزارم
خسته ام خسته از دل بستن و عاشق نبودن
من مرگ را در اغوش ميگيرم
من به خدا سلام ميکنم...

هر شب نشستم در عزایت گریه کردم
با آنکه آغوشم تهی بود از خیالت
هق هق به روی شانه هایت گریه کردم
روی تمام خاطراتم غم نشسته
تشنه برای گونه هایت گریه کردم
دل را به دریا می زدم از شوق دیدن
در غربت گنگ صدایت گریه کردم
تنها نشستم در حصار بی قراری
بی تاب در حال و هوایت گریه کردم
یادش به خیر آن لحظه های خیس دیروز
وقتی که من هم پا به پایت گریه کردم





وقت زندگیتون باشین که کوتاهه خیلی کوتاه
هیچ آدمی از این حالت خوشش نمیاد اما ...
خیلی حرف زدم

| Design By : Night Skin |



