تبليغاتX
cafee net ghoroob


cafee net ghoroob

پاتوق سوته دلان

چيز زيادي ندارم كه بنويسم ... حالم خيلي گرفته ... كاش مي شد به این دنیا بگم كه چي به سر من آورده و چي به من ميگذره ...

فقط خواستم به دوستاني كه مي گن چرا اينقدر از تنهائي مي گم و چرا اينقدر سياه مي نويسم بگم كه دليلش چيه .

حالا تنها رفيق من كه هميشه باهام مونده و هست و هيچوقت تنهام نميذاره تنهائيه كه اينگار هرگز رهام نميكنه...

آره دوست عزيز توئي كه چرك نوشته هاي منو مي خوني ، آره با تو هستم ، دليل اين همه سياهي شما آدمكا هستين ...شما

 

http://i34.tinypic.com/5ebj3q.jpg

 

دليل تنهائی من

 گفتي چرا ترانه هام / پر از سياهي و غمه

تو چشماي منتظرم / غصه دارم يه عالمه

گفتي چرا تو شعر من / آئينه صد تيكه ميشه

كاش كه ميشد بهت بگم / ايندفعه اين آخريشه

آخه كسي رو تن من / بجز تبر برام نبود

كسي كنار من نموند / به زير اين سقف كبود  

آخه كسي مرهم نشد / همه شدن زخمي سياه

به بوم زندگي من / همه زدن رنگ تباه

حالا بگو ترانه رو / من با چه رنگي بخونم

سفيد و سرخ و آفتابي / بگو كه مي خوام بدونم

وقتي كه اين آدمكا /  مترسكاي جاليزن

تموم شعراي منم / برگ ريزوناي پائيزن

آهاي آهاي بچه محل / تو كه غريب و بي كسي

من اگه خاكستريم / تو چرا توي قفسي

حالا بگو ترانه رو / من با چه رنگي بخونم

خاكستري يا كه سياه / بگو كه مي خوام بدونم

نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 2:31 توسط kia| |

http://i37.tinypic.com/67t9o7.jpg

این شعرها دیگر برای هیچ‌کس نیست
نه! در دلم انگار جای هیچ‌کس نیست
آن‌قدر تنهایم که حتی دردهایم
دیگر شبیه دردهای هیچ‌کس نیست
حتی نفس‌های مرا از من گرفتند
من مرده‌ام در من هوای هیچ‌کس نیست
دنیای مرموزی‌ست ما باید بدانیم
که هیچ‌کس این‌جا برای هیچ‌کس نیست
باید خدا هم با خودش روراست باشد
وقتی که می‌داند خدای هیچ‌کس نیست
من می‌روم هرچند می‌دانم که دیگر
پشت سرم حتی دعای هیچ‌کس نیست

 

نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 20:0 توسط kia| |


Design By : Night Skin